خلاقیتِ در محاق

خوانندگان مستقل در مضیقه اند

گفتگو با میثم علیگو،آوازه خوان

حسین نجاری

موسیقی یکی از کهن‌ترین و مهم‌ترین هنر انسانی است که از همان آغاز نقش موثری درزندگی فردی واجتماعی بشر داشته است.در دنیای مدرن نیز موسیقی یکی از ابزارهای مهم جهانی‌سازی است که فرهنگ‌های مختلف را به یکدیگر وصل می‌کند. به تعبیری موسیقی به‌عنوان یک زبان جهانی، از مرزهای جغرافیایی، فرهنگی و زبانی فراتر می‌رود و در پیوستگی جان و جهان انسانی نقش و کارکردی همیشگی ایفا می‌کند.
 بدیهی است که موسیقی بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسانی است که همواره همراه او بوده و تأثیری عمیق بر ذهن و عواطف و احساسات او داشته انسان دارد. موسیقی در تکامل فردی و اجتماعی او تاثیرگذار بوده و خود نیز در جهان انسانی سیر تکاملی خود را پیموده است. به عبارتی انسان و موسیقی در یک همزیستی هنری تکامل یافته و پیش می‌روند.
یکی از چهره‌های جوان موسیقی شهر زنجان میثم علیگو است.  این آوازه خوان از سال 1379در مکتب خانه میرزا عبداله و در محضر استاد محمود مخدوم آموزش آواز را از سرگرفت.درسال1384 ازکلاس‌های ردیف تحلیلی استادمحمدرضا لطفی بهره‌‌مند گردید ونیز در کارگاه‌های آموزشی استاد نصراله ناصح پور حضور داشته و از سال 1386 نیز در آموزشگاه‌های آزاد هنری مشغول تدریس آواز ایرانی است. علیگو کنسرت‌های متعددی در شهرهای زنجان، تهران، کرج، رشت و… داشته است.او اخیراً آلبوم صوتی «دیوانه جان» را منتشر نموده و قبل از آن نیز دو اثر با نام‌های «رمز پریشانی» با شعر حسین منزوی و تنظیم محمد عشقی و« غم تو»با شعر حافظ و آهنگسازی سیاوش عربخانی به صورت تک ترک منتشر کرده است.گفت وگوی مارا با علیگو بخوانید:

جناب علیگو دنیای بدون موسیقی، دورخی وحشتناک است و ما موسیقی را بدوا و اصلاً از طبیعت دریافته و آموخته‌ایم و صدای طبیعت در زمره‌ی زیباترین، ماندگارترین و الهام‌بخش‌ترین موسیقی‌هاست، ولی می‌خواهم بپرسم موسيقي چه کارکرد اجتماعی فرهنگی تاریخی دارد و چه تاثیری بر روی تمدن بشری داشته است؟
بله، موسیقی همزمان یک پدیده‌ی زیباشناختی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و حتی فلسفی است.این هنر در کنار شعر، نقاشی، رقص و نمایش، یکی از بنیادهای مهم هنر است. با یک نگاه به تاریخ موسیقی می‌توان رد پای موسیقی را در مراسم و مناسک مذهبی، سنتی و آیین ها وحتی جنگ ها مشاهده کرد. موسیقی با ترکیب عناصر ملودی، ریتم، هارمونی و صدا، احساساتی را برمی‌انگیزد که گاه زبان از بیان آن ناتوان است. از جهتی موسیقی پلی است میان فرهنگ‌های مختلف؛ با اینکه ترجمه‌ناپذیر است ولی توسط هر شنونده‌ای قابل درک است.
همه می‌دانیم که موسیقی تأثیر قوی بر روان انسان دارد و در تسکین درد، کاهش اضطراب، افزایش تمرکز، ایجاد انگیزه و نشاط در یادگیری زبان، حافظه و رشد ذهنی کودکان نقش مثبت دارد. نهایت امر اینکه موسیقی حافظ تاریخ شفاهی، صدای جامعه و زمینه‌ساز رشد تمدن‌هاست. بدون موسیقی، نه فقط دنیا بی‌روح‌تر می‌شد، بلکه تمدن انسانی از بسیاری جنبه‌ها ناقص می‌ماند.
موسیقی ما در مقایسه با موسیقی ملل دیگر چه جایگاهی دارد، آیا دنیا موسیقی ما را جدی می‌گیرد؟
«موسیقی ایرانی»یکی ازکهن‌ترین و پیچیده‌ترین نظام‌های موسیقایی در دنیاست، اماتا به امروز نتوانسته جایگاه شایسته‌ی خود را در دنیا پیدا کند.
 به نظر می‌رسد موسیقی ما در مقایسه با ادبیات (شعر و داستان) و سینما و تئاتر جا مانده و مثل هنرهای دیگر تن به تحول نسپرده است، و در این سال‌ها به ندرت می‌توان کار خلاقانه‌ای را از منظر ایده‌‌پردازی و اجرا مشاهده کرد، گویا حس خلاقانه‌ی ما در این حوزه سترون و عاری از شکفتگی و نوآوری شده، شما دلایل آن را در چه می‌دانید؟
به خاطر نبود فضای نقد و آزمایش خلاقانه فضای موسیقی ایران (به‌ویژه سنتی) اغلب نقد‌ناپذیر و بسته است. هرگونه تغییر، تلفیق یا نوآوری به‌سرعت با برچسب «تحریف»، «سطحی‌نگری»، یا «ابتذال» مواجه می‌شود.  و در نبود فضاهای آزمایشی (مثل استودیوهای مستقل، جشنواره‌های باز، پلتفرم‌های پخش بدون سانسور)،موسیقی‌دان جوان جایی برای تجربه و شکست خوردن ندارد. از طرفی محدودیت‌های فرهنگی و قانونی و سانسور و نیز محدودیت در مجوزدهی برای اجرا، تولید، پخش به شدت خلاقیت را محدود کرده‌اند.
خوانندگان و آهنگسازان نمی‌توانند آزادانه موضوعاتی مثل عشق آزاد، اعتراض اجتماعی یا بیان فردیت را وارد موسیقی کنند و بسیاری از موسیقی‌دانان خلاق یا مهاجرت کرده‌اند یا به موسیقی زیرزمینی پناه برده‌اند، که در نبود حمایت حقوقی و اقتصادی، اغلب دوام نمی‌آورند.همچنین نبود سرمایه‌گذاری و صنعت موسیقی واقعی را از کار انداخته در حالی که سینما از حمایت‌های دولتی، جشنواره‌های بین‌المللی و حتی اسپانسرهای خصوصی برخوردار است و نبود سرمایه‌گذاری جدی باعث می‌شود آلبوم‌ها با کیفیت پایین تولید شوند، کنسرت‌ها به شکل محدودی برگزار شوند وموزیسین‌ها دغدغه‌ی معیشت داشته باشند، نه خلاقیت.
موسیقی امروز ما در مقایسه با دهه‌های ۴۰ و ۵۰ که هر کدام از خواننده‌های ایرانی سبک خاص خودشان را داشتند و فارغ از بحث کیفیت و رعایت استانداردهای موسیقی دستگاهی، آثار متنوعی تولید می‌شد ولی امروز با نوعی سری‌دوزی مواجه‌ایم، به نظر شما چرا دچار چنین وضعیتی شده‌ایم؟
مقایسه‌ی دهه‌های۴۰و۵۰ با امروز نشان می‌دهدکه ما دچاریک افول کیفیتی و هویتی در تولید موسیقی شده‌ایم. در آن دهه‌ها هر خواننده شخصیت هنری متمایز خود را داشت.
قمر، طاهرزاده، اقبال آذر، ادیب خوانساری، بنان، ایرج، گلپا ، شجریان و… هرکدام  بیان خاص و صدای منحصر به فرد خود را داشتند. اما امروز خوانندگان جدید الگوهای موجود را تقلید می‌کنند؛ بیشتر دنبال فرمولی برای «موفقیت فوری» هستند. صنعت موسیقی پاپ و تا حدودی سنتی، به‌جای پرورش شخصیت هنری، به دنبال تیپ‌سازی ماشینی و قابل فروش است (هم از نظر صدا، هم از نظر چهره، هم از بعد محتوا).
دهه‌های ۴۰ و ۵۰ با وجود محدودیت‌های تکنولوژیک، آثار با اتکا به زمان و اندیشه تولید می‌شد. امروز اما فضای موسیقی به شدت اقتصاد‌محور شده است. خواننده و تهیه‌کننده به دنبال موفقیت سریع، کلیک، لایک، اسپانسر، فروش بلیت هستند. همچنین ترانه‌ها با فرمول‌های تکراری عاشقانه یا نوستالژیک ساخته می‌شوند.و تنظیم‌ها معمولاً کپی‌برداری از آثار قبلی یا یکدیگر هستند، با صداهایی که انگار از یک قالب بیرون آمده‌اند. از طرفی نبود سیستم ارزیابی هنری و خلأ رسانه‌های تخصصی مزید بر علت شده است. در گذشته رادیو، مجلات هنری، محافل هنری و حتی خود مردم سطح توقع بالایی از موسیقی داشتند ولی امروز نقد موسیقی تقریباً وجود ندارد یا در حاشیه است. رسانه‌های رسمی به تکرار همان چهره‌ها بسنده می‌کنند.مخاطب عام هم با موسیقی تندمصرف خو گرفته است.ولی در دهه‌های طلایی موسیقی، فضای رقابتی باز و زنده بود؛ هر خواننده برای خلق صدا و سبک منحصربه‌فرد تلاش می‌کرد.
امروز به دلیل محدودیت‌های فرهنگی و نظارتی رقابت واقعی وجود ندارد؛ اکثر خواننده‌ها زیرمجموعه‌ی چند تهیه‌کننده‌ی محدود هستند و خوانندگان مستقل نیز به سختی می‌توانند مجوز بگیرند یا دیده شوند. در عین حال فراموش نکنیم هرکسی راه موفقیت یکی را ببیند، سعی می‌کند شبیه او باشد، نه متفاوت از او.
در کنار همه‌ی این موارد افت کیفیت ترانه، آهنگسازی و تنظیم را هم باید لحاظ کرد. در دهه‌های گذشته، آهنگسازانی چون روح‌الله خالقی، علی تجویدی، انوشیروان روحانی، واروژان و ترانه‌سرایانی چون شهیار قنبری، اردلان سرفراز، سیمین بهبهانی، رهی معیری و البته آهنگسازان  متاخر تر مانند محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان  آثار ماندگاری خلق می‌کردند ولی امروز چنین چیزی وجود ندارد. در نتیجه موسیقی ما به جای اینکه آیینه‌ی تنوع صداها و هویت‌ها باشد، تبدیل به کارخانه‌ای از صداهای مشابه و قابل فروش شده است.با این همه باید گفت هنوز هنرمندانی هستند که دنبال صدای خاص، هویت هنری، محتوای عمیق‌اند.
جناب علیگو امروزه در میان نسل جدید گرایش به موسیقی غربی نیز رو به تزاید است. از جهتی بسیاری از موزیسین‌های جوانِ خارج نشین، خود را نسبت به هنرمندن داخلی پیشروتر دانسته و با تصور اینکه موسیقی غربی را به صورت مستقیم درک کرده و با الهام از آن و نیز تلفیق این موسیقی با موسیقی ایرانی تصور می‌کنند دست به خلاقیت زده‌اند و کارهای بکر و خارق‌العاده‌ای ارائه می‌دهند، احتمالاً آن‌ها خام‌طبعانه دستگاه موسیقی ما را دستکاری کرده و ارگانیسم آن را به هم می‌ریزند، شما چه راهکاری برای مصونیت موسیقی ایرانی و در عین حال متجدد شدن آن پیشنهاد می‌کنید؟
برای اینکه در مسیر آفرینش هنری در ورطه‌ی تکرار نیفتیم و طرحی نو در اندازیم، نیاز به این داریم که اولاً مختصات موسیقی ایرانی را خوب بشناسیم و البته کارهایی  که تا کنون در این زمینه انجام شده را مطالعه و آنالیز کرده باشیم، سپس با وفاداری به ریشه‌ها و اصولی که در صورت تغییر آن‌ها ماهیت موسیقی ایرانی دچار نقصان خواهد شد  دست به نوآوری بزنیم. اگر چه به نظر بنده بعضی از کشورهای همسایه با تعدیل فواصل موسیقی‌شان در راستای همراهی با موسیقی جهانی‌ و سهولت اجرای فواصل هارمونیک ماهیت اصلی موسیقی‌شان را مخدوش کرده‌اند.مثلاً شما فواصل سه‌گاه را پس از تعدیل فواصل با  طعم واقعی آن نمی شنوید البته ممکن است شما طعم جدیدی ایجاد کرده باشید ولی قطعا آن چیزی که قبلاً به عنوان سه گاه می‌شناختند نخواهد بود. در هر صورت اگر قرار است تلفیقی هم صورت بگیرد قطعا هنرمند باید به زیر و بم موسیقی ایرانی و موسیقی تلفیق شونده اشراف کامل داشته باشد تا بتواند مقبول طبع مردم صاحب نظر شود.
من حرکت به سمت نوآوری را به شکل دیگری می‌بینم و معتقدم که نوآوری و خلاقیت نباید به اصل اثر خدشه وارد کند. موسیقی ایرانی ماهیتاً موسیقی تک صدایی بوده و اگر بخواهیم به هر قیمتی که شده آن را به صورت چند صدایی ارائه بدهیم شاید دچار مشکل بشویم.
همانطور که می‌دانید در گذشته مرکز حفظ و اشاعه‌ی موسیقی در راستای حمایت و بازسازی موسیقی اصیل دستگاهی ایران به وجود آمد. به نظر شما این مرکز و موسسه چه قدر موفق عمل کرده و امروز چه باید کرد؟
بله مرکز حفظ و اشاعه موسیقی توسط داریوش صفوت درسال 1347 تاسیس شد و از آنجایی که وابسته به رادیو و تلویزیون ملی ایران فعالیت می‌کرد و دانش اساتید گرانسنگی چون نورعلی خان برومند، سعید هرمزی، عبداله خان دوامی ، محمود کریمی و… توانست گروهی از هنرجویان نخبه چون داود گنجه‌ای، مجید کیانی ، ناصر فرهنگفر ، حسین علیزاده ، پرویز مشکاتیان، محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان، رضوی سروستانی، محمد علی کیانی نژاد و…بپروراند و به جامعه موسیقی تحویل دهد و این تا سال 1359 ادامه داشت ولی بعد از سال 59 که به مرکز حفظ و پژوهش موسیقی تغییر نام پیدا کرد به دلایل مختلف نتوانست مانند گذشته تاثیر گذار باشد، بالطبع وجود چنین نهادی می‌تواند در تربیت و معرفی نسل آینده موسیقی نقش بسزایی داشته باشد. به هر تقدیر  حمایت از  موسیقی ایرانی از طریق ارگان‌های حکومتی  چه به لحاظ ایجاد فضای آموزشی درست و چه ارائه و اجرا می تواند به رشد و بالندگی آن کمک بکند وامیدواریم که چنین شود.
به نظر مي‌رسد در بعضی آموزشگاه‌ها برخي مربياني هستند که از تجربه‌ي کافي برخوردار نيستند آيا چنين چيزي لطمه‌ای به مسئله‌ی آموزش نمی‌زند؟
بله متاسفانه همینطور است. آموزشگاه‌های آزاد هنری گاهاً از مدرسین بی‌تجربه و ناآگاه استفاده می‌کنند. اگر بخواهیم این موضوع رو آسیب‌شناسی کنیم اولا که مجوزهایی که برای تاسیس آموزشگاه به افراد داده می‌شود نباید اینطور باشد که افرادی که صلاحیت هنری‌شان مورد تایید نیست مجوز صادر بشود.
طبیعتا مدیر مسئولی که به لحاظ صلاحیت هنری در سطح پایینی قرار دارد نمی‌تواند از مدرسین با تجربه و آگاه استفاده کند.
دوم اینکه آموزشگاه ها برای اینکه  بتوانند درصد بیشتری از شهریه به عنوان سهم آموزشگاه از مدرس کسر کنند از مدرسین بی‌تجربه و ناکارآمد استفاده می‌کنند. البته نبود رپرتوار مشخص برای آموزش موسیقی نیز بر این مشکلات اضافه کرده است. اگر یک رپرتوار مشخص برای آموزش موسیقی از طریق ارگان‌های حاکمیتی ایجاد شود می‌تواند کمک بزرگی به حل مشکل بکند، در این صورت هنرجوی موسیقی می‌داند از کجا باید شروع کند و چه مراحلی را باید طی کند تا به سرمنزل مقصود برسد.
امروزه مسئله‌ی آموزش در مقایسه با سال‌های گذشته چه وضعیتی دارد؟
به لحاظ کیفی نمی‌توان به این سئوال پاسخ دقیق داد ولی به لحاظ کمی و تنوع کلاس‌های آموزش موسیقی نسبت به قبل بهتر شده است.شما اگر خانواده‌های اطراف خودتان را نگاه کنید می‌بینید که پدر و مادرها دغدغه‌ی این را دارند که بچه‌ها را حتماً در زمان مناسب برای آموزش موسیقی هدایت کنند ولی اگر بخواهیم در خصوص آموزش آواز صبحت کنیم متاسفانه  افق روشنی دیده نمی‌شود. از آنجایی که در کلاس‌های آواز فقط انتقال ردیف آوازی اهمیت دارد هنرمند آوازه خوان قابلی که به مرحله‌ی آفرینش هنری برسد تربیت نمی‌شود.به قول خواجه حافظ شیرازی: هزار نکته در این کار و بار دلداری است.در آموزش آواز به جز آموزش ردیف نکاتی چون  تکنیک، صدا، نحوه‌ی بیان شعر، اشراف به ادبیات‌و.. وجود داردکه متاسفانه به هنرجوانتقال داده نمی‌شود.
 در کل ارزیابی شما از فضای موسیقی زنجان چگونه است، چه قدر می‌توان به تلاش و تکاپوی آموزشگاه‌ها و مربیان و هنرمندان امیدوار بود؟
موسیقی زنجان از نظر من حرکت سیالی ندارد. زنجان در گذشته چهره‌های خوبی در موسیقی داشته است و هم اکنون نیز دارد و امیدوارم که در نسل‌های آینده نیز داشته باشد، منتها نکته‌ای که وجود دارد موسیقی در زنجان در یک فضای محدود باقی می‌ماند و موزیسین‌ها ی زنجانی به ندرت امکان همکاری با موزیسین‌ها ی ملی را پیدا می‌کنند که می‌توان از دو وجه به این موضوع پرداخت یکی خود هنرمندان  هستند که معمولاً برای معرفی و  ارائه‌ی آثار هنری خود حرکتی انجام نمی‌دهند که خود این موضوع عوامل مختلفی دارد یکی اینکه مخاطبین هنر در زنجان معمولا کسانی هستند که نسبت به نقد یا  ستایش آثار هنری محافظه‌کار هستند و حتی اگر از کار هنرمند لذت هم برده باشند احساسات خود را به زبان نمی‌آورند و این در بلند مدت باعث سرخوردگی و انزوای هنرمند می شود.عامل دیگر کم‌کاری و عدم ارائه‌ی کار هنری از سوی هنرمند و نداشتن اعتماد به نفس و ترس از قضاوت مخاطبین و دیگر هنرمندان می باشد. برای اینکه  بستر مناسب و فرصت همکاری و هم‌اندیشی برای هنرمندان فراهم آید نیاز به داشتن محافل هنری و فرهنگی  رسمی و خصوصی  می‌باشد که متاسفانه در زنجان تعداد این محافل بسیار اندک و به لحاظ کیفی کم رمق است.وجود محافل هنری می‌تواند به رشد و  بالندگی هنر کمک کند. ارگان‌های حکومتی هم که باید مبلغ و ترویج دهنده‌ی فرهنگ و هنر ملی باشند به جای اینکه همراه باشند معمولاً به خاطر دردسرهایی که جهت برگزاری کنسرت و اخذ مجوز آلبوم ایجاد می کنند بازدارنده و ترمز هستند.البته در خصوص موسیقی اصیل ایرانی،نبوداسپانسر و حمایت کننده هم مزید بر علت می‌باشد، چون معمولاً برگزاری کنسرت موسیقی ایرانی بازگشت مالی مناسبی ندارد و عدم حمایت بخش خصوصی و ارگان‌های دولتی باعث رکود این ژانر از موسیقی خواهد شد.
این روزها آلبوم «دیوانه جان»را منتشر کرده‌اید از خودتان و پیرامون این آلبوم برای ما بگویید.
5 سال پیش در آموزشگاه‌ موسیقی شورانگیز که مدیریت آن با دوست هنرمند و آهنگسازم بهمن فریادرس بود، تصمیمات اولیه‌ی تولید آلبوم موسیقی «دیوانه جان» گرفته شد، البته  محوریت و شروع  کار با دو غزل زیبای حسین منزوی بود که مضمون وطنی داشتند بنا نهاده شد. پس از اینکه این دو قطعه در دستگاه شور و آواز دشتی شکل گرفتند،  بهمن عزیز که خود نوازنده‌ی برجسته‌ی کمانچه  است دو تصنیف دیگر با اشعار حافظ در مایه‌ی شور و افشاری به مجموعه اضافه کرد و یک ساز و آواز هم در مایه‌ی شور با غزل زیبای حسین منزوی اجرا شد و این شکلی آلبوم موسیقی دیوانه جان خلق شد. البته از آنجایی که  شروع فعالیت ما همزمان شد با شیوع ویروس کوید 19 کارهای ضبط اثر به تعویق افتاد و برای همین اوایل امسال عرضه‌ی آن میسر شد. ناگفته نماند در مسیر اخذ مجوز انتشار هم چون یکی از غزل‌های انتخاب شده حسین منزوی مجوز انتشار نگرفت لاجرم می‌بایست شعر را عوض می‌کردیم. با غلامرضا طریقی عزیز در این خصوص صحبت کردیم که شعری با مضمون وطنی برای این اثر بسرایند. ایشان نیز پذیرفتند و شعر زیبای « میراث» را سرودند و بدین ترتیب آلبوم دیوانه جان با آهنگسازی و تنظیم بهمن فریادرس و خوانندگی من و نوازندگی هنرمندانی چون : حمید قنبری (بندیر و تنبک) ،آزاد میرزا پور  ( تار و عود)، مرتضی صنایعی ( نی)، ایمان لطفی (دف) ،کاوان کریمی ( سنتور)، توماج  فرحبخش ( تنبک )، بهمن فریادرس ( کمانچه، ویلنسل،  سه تار)، بردیا فریادرس (عود)  شکل گرفت. صدابرداری اثر نیز بخشی در تهران توسط آزاد میرزا پور و بخش دیگر و میکس و مسترینگ  در زنجان توسط سعید پورعلی انجام شد و نهایتا مجوز انتشار نیز توسط شرکت نفیرفارس اخذ گردید. همچنین طرح کاور آلبوم را هم جمال رحمتی عزیز، طراحی کردند و  نهایتا اردیبهشت ماه 1404 از طریق  پلتفرم بیپ تونز به صورت اینترنتی در دسترس علاقه مندان قرار گرفت