بازار خزف گرم است
گفتو گو با کیارش زندی، انیماتور وکارتونیست
حسین نجاری
کارتون و کاريکاتور و انیمشین از جمله هنرهای تجسمیاند که هر کدام سهم بهسزایی در بازنمایی واقعیت و فراواقعیتها دارند. اگر چه انیمیشن به خاطر برخورداری از نیروی حرکتی و تراکم و تسلسلِ تخیل و رویاپردازیهای حیرتآور، قابل قیاس با هیچ هنر دیگری نیست و حقیقتاً آن را میتوان جادوگر بلامنازع تمامی هنرها دانست.دنیای امروز دنیای انیمیشن و پویانماییهایی اعجازانگیز است و این هنرِ هژمونیک با نیروی روزافزونی به فتح هنرمندانهی جهان برخاسته است. انيميشن، اتوپیای غبطهانگیز و جهان جادویی همهی هنرهای قدیم و جدید است و هر کدام از این هنرهای کندرو میخواهند از معبر عریض و طویل این هنر چابک و چندوجهی ِ متحرک گذر کنند.
به هر صورت یکی از هنرمندان نامآشنا و خوشسلوک زمانهی ما کیارش زندی است. او زادهی زنجان است و ساکن تهران و عاشق ایران بزرگ.
زندی، استادیار و مدیر گروه آموزشی کارشناسی ارشد انيميشن و جلوههای بصری دانشکدهی هنر دانشگاه سوره و عضو هیات مدیره و نایب رئیس انجمن علمی پویانمایی ايران است. او که دکترای پژوهش هنر دارد و کارشناسی ارشد انيميشن و کارشناسی عکاسی خود را از دانشگاه هنر تهران دریافت کرده است، سالهاست علاوه بر تدریس در دانشگاه، در عرصهی رسانه فعال است. زندی در کنار همهی کارهای هنری و علمی، از سال ۱۳۸۵ به انتشار فصلنامهی هنرهای تصویرسازی، انيميشن و کارتون «خط خطی» پرداخت و سرانجام در سال ۱۳۹۸ بر نسخهی چاپی آن خط کشید و از دام چاپ و نشر وارهید.
زندی، شش دورهي پياپی نمايندهی ايران و کيوريتور منطقهاي جشنوارهی بينالمللي «ديجیکُن» شبکهی تی.بی.اس ژاپن بوده و درک عمیقی از انیمیشن جهان و تکنیک و تخیل سبک ایرانی آن دارد.
«حسي ن ملايمي»،يکي از دو کارگردان انيميشن «در سایه سرو» که اخیرا برندهی اسکار شد در دوران کارشناسي، دانشجوي او بوده و پاياننامهاش را با زندی پاس نموده است. گفتوگوی ما را با کیارش زندی از سر بگیرید:
جناب زندی پروسهی خلق یک اثر هنری برای شما چه مراحلی را طی میکند؟
بسیاری از موارد چند عاملی است و به بستر خلق وابسته است. بعضی وقتها یک خبر یا یک رخداد میتواند انگیزه باشد، برخی اوقات هم یک خشم یا حتی یک شادی کوچک، اما اگر بخواهم برای پاسخ به پرسش شما، جمعبندی کنم؛ همهی این عناصر و عوامل را میشود به گونهای «سفارش» تلقی کرد، یک سفارش مستقیم یا غیرمستقیم، سفارش و خواستهی یک شخص یا کل جامعه، سفارشی از نهاد سرمایهدار یا سرمایهی یک نهاد مردمی، یا حتی سفارش خودبهخودی.
پس از دریافت سفارش معمولاً بخش «تحقیق و توسعه» در سیستم تجربی خودم را فعال میکنم و در یک پژوهش (چه کتابخانهای چه میدانی و چه به پشتوانهی اطلاعات پیشین) جنبههای گوناگون سفارش را بررسی میکنم و سپس با تبدیل سفارش به مساله به دنبال راهحلی متفاوت برای بیان آن میگردم که از صافی خودم گذشته باشد، بنابراین اتودها و تصویرسازیهای ذهنی را آغاز میکنم و از آن میان آنچه در زبالهدان نریختهباشم را روی ورق(چه فیزیکی چه دیجیتالی) پیاده میکنم تا ذهنیت به عنیت تبدیل شود و بتواند مخاطب را به یک تجربهی دیداری دعوت کند و خط ارتباطی ایجاد شود.
آیا میشود گفت زبان و بیان طنز در وضعیتی که فضای کنشگری اجتماعی و سیاسی دچار قبض و قضاوتهای بیرحمانهای میشود نقش و کارکرد کمهزینهتر و کارآمدتر ی ایفا میکند و با این ابزار ظریف میشود هیولای قدرت را متوجه ماهیتِ مخرب خود نمود و مانع نازک و زیرکانه در برابر یکهتازیهای او برافراشت؟
با یک نگاه گذرا به پروندههای قضایی ریز و درشت و سرنوشت تلخ طنزپردازان در یک قرن گذشته در سراسر جهان، از «اریش اوزر» تا «ناجی العلی» و از «عزیزنسین» تا «نظرمحمد خاشه» و از «علی فرزات» تا همین «خطخطی» خودمان! چندان هم زبان طنز کمهزینه به نظر نمیرسد و بیشتر شبیه یک بندبازی یا راه رفتن روی لبهی تیـغ است
ولی میتوان گفت: با «رندی» که همانا ویژگی هنر پارسی و راز بقای ایران در تاریخ است میتوان به بهترین شکلی با سوزن طنز جامهای به قامت جامعهی بیریخت دوخت تا ریختش قابل دیدن شود و اتفاقاً همگان ببینند که پادشاه لباس به تن ندارد! یعنی طنز میتواند کپسول و پوششی برای داروی تلخ برای قابل فروبردن در کام خودکامگان بیمار شود.
جناب زندی، طنز، کاریکاتور، کارتون و پرداختهای فکاهی در تاریخ مطبوعات ایران جایگاه خاصی داشته و البته به قول شما تاریخ پر فراز و نشیبی را هم پشت سر نهادهاند و با کارکردی طنازانه و تاملگرایانه، تاثیرات جدی خود را بر جامعه و عصر خود گذاشتهاند ولی امروز تقریباً همهی این عناصر به حاشیه رفته و جای خالی آنها در عرصهی مطبوعات و رسانهی فارسی و… محسوس است. به نظرتان چرا به چنین وضعیتی رسیدهایم و اساساً میپذیرید چنین چیزی هست و اگر میپذیرید آن را معلول چه مولفههایی میدانید؟
هزینههایی که ارباب جراید برای انتشار طنز و کارتون در دهههای شصت تا هشتاد پرداختند، باعث شد که فتیلهی این چراغ روشنگر پایین کشیده شود و کمفروغ گردد و نوری در تاریکخانهها نتاباند و شاید بتوان گفت که ماهنامهی خطخطی آخرین سنگر جهان نشر کارتون و طنز ایران بود که بالاخره در سال ۱۳۹۸ به ایستگاه خود رسید. تغییر رسانهها از مطبوعات به شبکههای اجتماعی دیجیتال هم بیتاثیرتر از ذغال خوب و دوست ناباب نبودند!
سوژهیابی و ایدهپردازی چه اندازه در کارتون مهماند، از اهمیت سوژهیابی و ایدهپردازی در آن برای ما بگویید و اینکه آیا میتوان گفت ایدهپردازی سکوی پرش آثار کارتونی است؟
کارتون به عنوان یک هنر تجسمی و رسانهای دو بال پرواز دارد:
۱. اجرا ۲. سوژه.
در نگاه نخست شکل و فرم و اجرای کارتون جلب نظر میکند ولی ماندگاری و حک آن در ذهن مخاطب به ایده و محتوا وابسته است.
تخیل و طنز و اغراق از ویژگیهای کارتون، کاریکاتور و انیمیشن است اين هنرها چه نسبتی باهم دارند و کدام یک در انجام ماموریتهای اجتماعی، سیاسی موفقتر عمل میکند؟
خروج از دامنهی عادات و مواجهه با غافلگیریهای نامالوف و چنگزدن به دنیای فراواقعی و راه یافتن به عالم امکان دراماتیک فانتزی، از مشترکات هر دو هنر کارتون و انیمیشن هستند. اما به دلیل سهلالوصول بودن کارتون در نسبت هنر تیمی و پرهزینه و نیازمند به فناوری بالای انیمیشن، در بزنگاهها این کارتون است که سریعتر خود را به میانهی کارزار میکشد و ایفای نقش میکند. گرچه امروزه وبسریها و سری انیمیشنهای اجتماعی و کارهای کوتاه جشنوارههای انیمیشن هم تلاشهای چشمگیری درپذیرش ماموریتهای اجتماعی و فرهنگی داشتهاند.
مواجههی کارتون و کاریکاتور با سانسور چگونه است، آیا گریز رندانهای از چنین گرداب حائلی میکنند یا در کام آن فرو رفته و ژنراتورهای حیاتی هنری آن از کار میافتد و به دام فنا فرو میغلتد؟
سانسور هم مثل هر پدیدهی زندهای روز به روز رشد میکند و هوشمندتر میشود و شاید هنر اعتراضی و سانسور را اگر روبهروی هم قرار دهیم، به مثابهی دو روی سکه و مانند شب و روز و همانند گرفتگیر و به گونهای مثل یین و یانگ عمل میکنند که به هم وابستهاند و با هم و بر هم در تکاپو هستند و پیش میروند و گاهی این فرا میآید و گاهی آن فرو میرود ولی همدیگر را رها نمیکنند.
با توجه به کسب جایزهی اسکار توسط انیمیشن «در سایه سرو» که یک انیمیشن ایرانی است آیا میشود گفت فصل جدیدی در عرصهی انیمیشن ایرانی باز شده و نسبت به آیندهی این هنر مدرن در ایران امیدوارتر بود و اعتماد به نفس جدیدی را تجربه کرد؟
البته پیشتر هم «پرسپولیس» ساختهی خانم «مرجان ساتراپی» اسکار انیمیشن کوتاه را ربوده بود، اما این بار انگشتان سازندگان انیمیشن ایرانی با امکانات و شرایط داخلی بود که توانست پیکرهی اسکار را نوازش کند و این میتواند به تقویت خودباوری انیماتورهای فعال در ایران منجر شود و ببینیم که خواستن، توانستن است. جالب است که بدانید، «حسین ملایمی» (یکی از دو کارگردان انیمیشن در سایهی سرو) در دوران کارشناسی دانشجوی من بود و پایاننامهاش را با من بر روی گرافیک ناولی براساس شاهنامه کارکرد و در فصلنامهی تخصصی خطخطی هم در بخش بینالملل یاریگر ما بود و از همان زمان نیت و باور ساختن کار خودش را داشت و آرزوی درخشش کار انیمیشن خود را در سر میپروراند و سرانجام اسکار را بالای سر برد.
خیلی هم عالی. با این حال نظرتان نسبت به انیمیشنهای ایرانی چی هست، کیفیت تخیل، تفکر و اجرای تکنیک را در آنها چگونه میبینید؟
انیمیشنهای ایرانی در شکل جشنوارهای یکی از قابل اعتناترین انیمیشنهای جهان هستند و تقریباً هیچ جایزهای نیست که کسب نکرده باشند و حضوری پرقدرت در عرصـهی جـهانی دارنـد. خـود من این اقبـال را دارم که شـش دورهی پیاپی نمایندهی ایران و کیوریتور منطقهای جشنوارهی بینالمللی و باسابقهی «دیجیکُن» شبکهی تی.بی.اس ژاپن هستم و به چشم خودم دیدهام که رقبای جهانی چگونه در برابر آثار انیمیشن ایران زبان به ستایش میگشایند. در عرصهی کارهای دانشجویی هم جهشی چشمگیر پدید آمده و امروزه شانهبهشانهی استادان خود در عرصهی رقابتها حضور دارند.
در فضای شبکههای اجتماعی هم وبسریهای محبوبی مانند سوریلند، شیخ و مریدان، دیریندیرین، عنبوسازان، شبکهی ۱۷، تی.وی.مز و… را داریم که از سوی مخاطبان به خوبی پذیرفته شدهاند.
در تولیدات تلویزیونی هم با تلاشهایی که از ابتدای دههی هفتاد رخ داد، امروز شاهد مجموعههای قابل قبول ایرانی در شبکههای پویا و نهال هستیم.
سالهای اخیر هم سینمای انیمیشن در قدوقوارهی فاخری پا به عرصهی تولید گذاشته و آثاری چون جمشید و خورشید، فیلشاه، پسر دلفینی، بچه زرنگ، مسافری از گانورا و… در کیفیت و استانداردهای جهانی شایستهی واژهی سینمایی حداقل از منظر چشمنوازی برای انیمیشن ما به روی پرده رفتهاند.
جناب زندی در انیمیشنهای کلاسیکی مانند سیندرلا، سفید برفی، زیبای خفته و…. رویای خوشبختی در امر ازدواج، آن هم در وصلت با شاهزادگان و شخصیتهای اشرافی تحقق مییابد که به نظر یک سعادت وارداتی از جهانِ جنسیتزدهی مردانه است ولی در دنیای امروز و در داستانهای مدرن انیمیشنهای معاصر به سمت اعاده حیثیت از هویت زنانه رفته و دختران، خود، خالق خوشبختی خویش و خانواده و جهاناند، به عبارتی آنها قهرمانان زندگی خود شدهاند و دیگر چون گذشته، مردان، قهرمان زندگی آنها نیستند. یک اینکه آیا شما چنین ادراکی را درست میدانید و دو دیگر اینکه چنین نگرشی اساساً از چه نوع فهم و جهانبینیای صادر میشود؟
رسانه و مخاطب همواره سعی در اثرگذاری بر روی هم دارند، انیمیشن هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر روزگاری سینمای انیمیشن سعی در تولید تماشاچیان برابر الگوهای خود داشت که با موهای طلایی و اندامهای باربی چشم به راه منجی و شاهزادگان زرینکمر بودند، به مرور دختران و زنان تاثیرگذار جامعه، خودشان را به رسانه تحمیل کردند و توانستند جایگاه اجتماعی خود را اثبات کنند و چهرهی موثر خود را به انیمیشن هم بدهند و طراحی قهرمانی زنان را ریدیزاین کردند.
با توجه به اینکه انیمیشن بر اساس بهرهگیری از پتانسیلهای مختلف هنری ادبی به نوعی مولتیمدیا محسوب میشود و از ظرفیت هنرهای دیگر اعم از داستان و نقاشی و طراحی و… بهره میبرد میتوان گفت یکی از فاتحان هنری آیندهی ما حداقل در چشماندازی نزدیکتر، انیمیشن است؟
گسترش و پیشرفت تکنولوژی با نزدیک شدن هنرهای تجسمی و دراماتیک به همراه کمرنگ شدن مرزهای کلاسیک هنر – به ویژه پس از انقلاب دیجیتال – رویکرد جدیدی را رقم زد، به گونهای که همهی هنرها به سوی ماهیت، امکانات و قابلیتهای انیمیشن گرایش یافتند؛ «نقاشی» به سمت «ویدئوآرت» رفت، «عکاسی» راه «تایملپس» در پیش گرفت، «مجسمهسازی» به سوی ««نیماترونیک» در سینما شتافت و «نمایش عروسکی» به «انیمیشن استاپموشن» راه باز کرد و «گرافیک» در پی«گرافیک متحرک(موشنگرافیک)» رهسپار شد و خود سینما هم، راهی دنیای جلوههای بصری( VFX) شد… گویا طنزی در تاریخ هنر جریان داشته و همگی این رشتهها از ابتدا میخواستند و نتوانسته بودند انیمیشن شوند و اینک به کتابچهی راهنمای جادو دست یافتهاند و آرزوهایشان را زندگی میکنند.
در جامعهی ابزورد و افسرده، طنز و فکاهه چه کارکردی میتواند داشته باشد، تبدیل یک تراژدی به یک وضعیت کمیک و بیان وارونهی آن چه قدر میتواند از آلام انسان دردمند امروزی بکاهد؟
بگذارید به جای من، «چارلی چاپلین» پاسخ شما را بدهد:
زندگی از نزدیک تراژدی و از دور یک کمدی است.
برای خندهی واقعی باید بتوانید درد خود را تحمل کنید و آن را به بازی بگیرید.
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان میدهد، شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.
لبخند بزن حتی اگر دلت زخمی است، لبخند بزن حتی اگر در حال شکستنی!
من ناملایمات زیادی در زندگی دارم، اما لبهای من این را نمی دانند؛ آنها همیشه میخندند.
لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا، بدان روزی دنیا آنقدر شرمنده میشود که به جای پاسخ لبخند با تمام سازهایت میرقصد.
تسلط بر طراحی طنز به عنوان یک مهارت انسانی از عکاسی دشوارتر است، ولی چرا تعداد عکاسان طنز و فتومونتاژگرهای طنز کمتر از کارتونیستهاست؟
شاید به دلیل زبان و بیان عکاسی است که از ابتدا بر پایهی بازتاب واقعیت شکل گرفت و پایگاه خود را بر استناد بنیان نهاد و کمتر به وجوه فانتزی هنر نزدیک شد و بیشتر خود را گزینشگر صحنههای موجود دانست.
با توجه به اینکه مدیر مسئول مجلهای طنز هستید و ماهنامهی خطخطی را سالها منتشر کردهاید از مشکلات این عرصه برای ما بگویید.
پیش از خطخطی هم سی سال در خدمت مطبوعات طنز کشور بودم و در این سال سی، بسی رنج برده بودم؛ از کژتابیها، از گرفتاریهای کاغذ و چاپ، از دکههای مطبوعات که تبدیل به باجههای دخانیات شدهاند، از گروه مجلات دولتی که با رانت و بیتالمال با کپی از نشریات خلاق رقیبتراشی میکردند، از صاحبان صنایع بزرگ که همهجا ریختپاش میکنند ولی برای دادن تبلیغ به مجلات تبدیل به خسیس مولیر میشوند، از مدیران مملکت که فقط برای جوری جنس، مجوز مجلات طنز میدهند، از مسئولان بیظرفیت، از اقوام و گروههای ستمدیدهی جامعه که دیواری کوتاهتر از دیوار نشریات طنز برای فروکش کردن خشم خود نمییابند، از بیسلیقگی مخاطب که میگذارد بازار لعل به دست خزف شکسته شود، از همکاران طنزپرداز که به جای درد مردم درد نام و نان دارند، از بیمایگان هنربندی که کاریکاتور را ابزاری برای سهمخواهی از قدرت کردهاند، از نابلدی تشکیل یک تشکل در کارتون، از ریاضت اقتصادی که با حذف کالای فرهنگی از سبد خانوار شروع میشود، از بزرگان کوچک و از کوچکان خودبزرگبین یا بزرگشده از….
جناب زندی ممنونم از وقتی که به این گفتگو اختصاص دادید.
خواهش میکنم. پاینده باشید.

خیلی خوب بود. خست نباشید.
مصاحبه خواندنی بود. از زحماتشما ممنونم
یک زنجانی اصیل و موفق و یک هنرمند خوش ذوق و بی ادعا. زنده باشید
عالی بود. مرسی از شما