پروفسور ثبوتی:
«مزارع برنزه» کتابی خوشخوان و قابل تأمل است
کتاب «مزارع برنزه» اثر حسین نجاری، روز چهارشنبه ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ با حضور جمعی از چهرههای فرهنگی، هنری و علمی استان زنجان رونمایی شد. این کتاب روایت ۲۳ گفتوگوی حسین نجاری و همسرش، فاطیما سیاحتی، با چهرههای شاخص استان زنجان است که پیشتر در هفتهنامهی «موج بیداری» به چاپ رسیده است.

پروفسور یوسف ثبوتی در این مراسم، با تأکید بر ضرورت ثبت و معرفی ظرفیتهای علمی و فرهنگی استان زنجان، گفت: افراد همتراز با شخصیتهای معرفیشده در این کتاب در زنجان کم نیستند و میتوان برای جلد دوم و سوم آن نیز برنامهریزی کرد. زنجان سرمایههای انسانی فراوانی دارد که باید شناخته و معرفی شوند.وی با بیان اینکه این ۲۳ نفر طیف متنوعی را در بر میگیرند، افزود: این مجموعه از شاعران، هنرمندان، نقاشان و کارگردن سینما گرفته تا دانشمندان، ادیبان، استادان دانشگاه و پزشکان را شامل میشود. تعدادی از این افراد در زنجان زندگی میکنند و مقیم همین شهر هستند، تعدادی در تهران ساکناند، چند نفر نیز در کشورهای دیگر زندگی میکنند و برخی میان داخل و خارج از کشور در رفت و آمد هستند؛ بنابراین با طیف گستردهای از چهرههای فرهنگی و علمی مواجهیم که هرکدام به نوعی با زنجان پیوند دارند.ثبوتی ادامه داد: توصیهی من به جناب نجاری این است که این کار را ادامه دهند. در آینده نیز میتوان چهرههای دیگری از زنجان را شناسایی و با آنها به گفتوگو نشست و مجموعهای ارزشمندتر و گستردهتر فراهم کرد. شاید چند سال یا حتی چند دهه دیگر، افراد دیگری نیز به این مجموعه اضافه شوند و این کار بتواند به یک پروژهی مستمر فرهنگی تبدیل شود.این استاد برجستهی دانشگاه افزود: بیشتر گفتوگوهای این کتاب را خود آقای نجاری انجام دادهاند. من نثر و شیوهی نگارش ایشان را بسیار پسندیدم و آن را بااستعداد و شیوا یافتم. بعضی از این گفتوگوها چنان روان و شاعرانه نوشته شدهاند که گاهی انسان احساس میکند با یک متن ادبی یا حتی شعر مواجه است.ثبوتی با قرائت بخشهایی از کتاب عنوان کرد: اینها نشان میدهد که کتاب صرفاً مجموعهای از گفتوگوهای روزنامهنگارانه نیست، بلکه امر گفتوگو در این مجموعه فراتر از سطح رسانهای است و در یک فرایند کامل به مسائل زبان، انسان، جامعه و ارتباط میان آدمها میپردازد.وی افزود: بنابراین، کتاب «مزارع برنزه» برای من اثری خوشخوان و قابل تأمل بود و حتی از این جهت که میتوان آن را در سفر و اوقات فراغت خواند و از آن بهره برد، اثر قابل توجهی است.پروفسور ثبوتی در بخش دیگری از سخنان خود، با تأکید بر ضرورت واقعبینی در مسیر توسعهی کشور گفت: در مسیر رشد دانش، میان کشورهایی چون ایران و کشورهای غربی، آنجا که باختیم این بود که به اطراف خود نگاه نکردیم تا ببینیم در جهان چه میگذرد؛ واقعیت را آنگونه که هست ببینیم و علتها را جستوجو کنیم.وی با بیان اینکه پیشرفت پایدار بر دانش، فناوری و صنعت تکیه دارد، اظهار کرد: اگر دنیا بر مبنای علم و یافتههای تکنولوژیک حرکت میکند، باید آن را دقیق دید. باید بررسی کرد که دیگران چگونه به دستاوردهای علمی و صنعتی رسیدهاند و آیا آنچه انجام دادهاند، قابل تحقق است یا نه.این استاد برجستهی فیزیک با اشاره به جایگاه شعر، تصوف و عرفان در فرهنگ ایرانی افزود: من مخالف شعر و عرفان نیستم، اما نمیتوان با اتکا به مفاهیم انتزاعی، اقتصاد، صنعت، فناوری و امنیت جامعه را تأمین کرد. جامعهای که میخواهد پیشرفت کند، باید با واقعیتها روبهرو شود.ثبوتی با اشاره به آثار علمی دانشمندانی همچون ابوعلیسینا گفت: ابنسینا از مفاخر بزرگ ایران است، اما نباید تنها به جنبههای حکمت او بسنده کنیم و دانش پزشکیاش را فراموش کنیم. کتاب «قانون» او در حوزهی پزشکی، دانشی کاربردی در اختیار انسان قرار میدهد؛ در حالی که فهم برخی آثار فکری نیازمند مقدمات و آموزشهای تخصصی است.وی ادامه داد: اگر فیزیک، شیمی، ریاضی و مهندسی در غرب به رشد دانش، شکلگیری فناوری، تقویت اقتصاد و افزایش امنیت جامعه کمک کرده است، ما نیز باید هر کدام در حوزهی تخصصی خود بهدرستی کار کنیم؛ فیزیکدان، شیمیدان، ریاضیدان و مهندس باید به مسئولیت علمی خود بپردازند.پروفسور ثبوتی با تأکید بر لزوم شناخت عوامل پیشرفت جوامع توسعهیافته خاطرنشان کرد: باید ببینیم جهان پیشرفته چرا جلو افتاده است. صرف بد گفتن یا ستایش بیحاصل از دیگران، ما را پیش نمیبرد؛ آنچه ضرورت دارد، فهمیدن، آموختن و تولید علم است.
بخش دوم و پایانی وی در عین حال، پیشرفت علمی ایران در دهههای اخیر را مثبت ارزیابی کرد و گفت: امروز دانشگاههای خوبی در کشور داریم. زمانی آرزوی من و همکارانم این بود که بتوانیم مقالهای بنویسیم که در کنار مقالات دانشمندان اروپایی و آمریکایی منتشر شود و بگوییم ما نیز حرفی برای گفتن داریم؛ نه اینکه فقط خواننده آثار دیگران باشیم و در برابر آنها مبهوت بمانیم.این اندیشمند زنجانی افزود: خوشبختانه امروز تعداد قابل توجهی از یافتههای علمی پژوهشگران ایرانی در مجلات معتبر بینالمللی منتشر میشود و این نشانهای امیدوار کننده است؛ اما برای پیشروی بیشتر، باید در برخی رویکردها و مسیرهایی که در چند دههی گذشته پیمودهایم، بازنگری کنیم.ثبوتی در پایان ضمن تحسین کتاب «مزارع برنزه» تأکید کرد: امیدوارم این مسیر ادامه پیدا کند و جلدهای دوم و سوم این مجموعه نیز شکل بگیرد و شمار بیشتری از شخصیتهای علمی، فرهنگی و هنری زنجان در آن معرفی شوند. قطعاً چنین کاری برای شهر ارزشمند و ماندگار خواهد بود.

ثبت روایت بزرگان، حفظ بخشی از حافظهی تاریخی یک شهر است
دکتر علیرضا بیگلری در این برنامه با بیان اینکه حدود دو سال پیش، زمانی که با حسین نجاری دربارهی فرهنگ زنجان صحبت میکردم، این پرسش مطرح بود که برای فرهنگ این شهر چه باید کرد، خاطرنشان کرد: در ۵۰ سال اخیر اتفاقات مهمی در زنجان رخ داده است. امروز دانشگاههای خوبی داریم، خیریههای ارزشمندی شکل گرفتهاند و در عرصههای مختلف اجتماعی و فرهنگی شاهد تحولاتی هستیم. پرسش این بود که علت این تحولات چیست و چه کسانی زمینهساز آن بودهاند؟وی افزود: وقتی خودم به این موضوع فکر میکردم، به یک نام میرسیدم: استاد رضا روزبه.بیگلری ادامه داد: استاد رضا روزبه کسی بود که استاد ثبوتی افتخار شاگردی ایشان را داشتند. او معلمان بسیاری را تربیت کرد و موجی را در جامعه به راه انداخت که آثار آن را امروز در بسیاری از خیریهها و حرکتهای اجتماعی شهرمان میبینیم. بسیاری از این حرکتها به نوعی به تأثیر و میراث این انسان باز میگردد.وی با طرح این پرسش که چگونه میتوان این جریان را تقویت کرد، گفت: چگونه میتوان تعداد این شمعهایی را که در اطراف خود روشن میکنیم، بیشتر کرد تا در آینده شاهد حرکتها و اتفاقات بزرگتری در شهرمان باشیم؟بیگلری افزود: راهی نداریم جز اینکه به فرزندانمان و جوانانی که امروز در مقاطع مختلف تحصیل میکنند، بیاموزیم که این سرزمین، سرزمین عشق، همت و مسئولیتپذیری بوده است. هر جا حرکتی شکل گرفته، انسانهایی پشت آن ایستادهاند.وی ادامه داد: اگر بیمارستان خیریه ولیعصر ساخته شده، اگر مهرانه شکل گرفته، اگر دانشگاه علوم پایه تأسیس شده و اگر نظام پزشکی زنجان توانسته است به یکی از قطبهای مهم پزشکی کشور تبدیل شود، همهی اینها حاصل همت و اراده انسانهایی بوده که آمدهاند و کاری انجام دادهاند.رئیس سابق انستیتو پاستور ایران با تأکید بر نقش رسانه در انتقال این تجربهها به نسلهای آینده اظهار کرد: اگر بخواهیم این پیام را به نسلهای بعد منتقل کنیم، راهی جز استفاده از رسانه و روایت نداریم؛ رسانهای که روایتها را به حافظه تاریخی جامعه پیوند میزند.وی با بیان اینکه کتاب «مزارع برنزه» از این منظر اهمیت ویژهای دارد، عنوان کرد: در این کتاب، آقای نجاری با دقت، جستوجوگری و آگاهی سراغ انسانهایی رفتهاند که هرکدام بخشی از حافظهی فرهنگی، علمی و اجتماعی این شهر هستند.بیگلری گفت: ما بهعنوان جوانان این شهر وظیفه داریم این روایتها را بشناسیم و به یاد داشته باشیم که داشتن یک باور مثبت، شبیه آب دادن به دانهای است که زیر خاک قرار دارد. شما هر روز به آن دانه آب میدهید، اما چیزی نمیبینید. با این حال، یک روز آن دانه از خاک سر برخواهد آورد و آنوقت اثر تلاشهای خودتان را خواهید دید.وی خطاب به حسین نجاری افزود: آقای نجاری، شما امروز بخشی از همان باور مثبت را به جامعه منتقل کردهاید. روزهای نخست که دربارهی این کار صحبت میکردید، شاید این پرسش وجود داشت که چه خواهد شد؛ اما امروز دستکم نخستین بخش این مسیر را طی کردهاید و ما منتظریم جلدهای بعدی نیز منتشر شود.رئیس سابق انستیتو پاستور ایران تأکید کرد: امیدوارم جوانان شهرمان این کتاب را بخوانند و با شخصیتهایی آشنا شوند که بخشی از آنچه امروز در زنجان داریم، حاصل تلاش و اندیشه آنان است.بیگلری در بخش دیگری از سخنان خود با یادکرد از پیشکسوتان و بزرگان درگذشتهی زنجان گفت: جا دارد یادی هم بکنم از پیشکسوتان و بزرگان عزیزی چون حاج علی ذبیحیان که امروز در میان ما نیستند؛ بزرگانی که جای خالیشان در چنین مراسمی به وضوح احساس میشود.وی افزود: آقای نجاری، بارها در صحبتهایمان میگفتیم که باید دربارهی این بزرگان، پیش از آنکه دیر شود، کاری کرد؛ چراکه زمان با شتاب میگذرد و ما یکییکی این انسانها را از دست میدهیم. ثبت روایت و خاطرهی آنان، در حقیقت حفظ بخشی از حافظهی یک شهر است.بیگلری در پایان اظهار کرد: امروز، به فضل خدا، با وجود بزرگانی همچون استاد ثبوتی و دیگر فرهیختگان شهر، وضعیت ما نسبت به چند سال قبل بهتر شده است. امیدوارم به همت فرزندان و جوانان این شهر، این مسیر ادامه پیدا کند و آیندهای روشنتر برای زنجان و استانمان رقم بخورد.

گفتوگو برای جامعهی ما حتی از نان شب واجبتر است
دکتر جلیل خاوندکار نیز در آیین رونمایی از کتاب «مزارع برنزه» با قدردانی همهی افرادی که در سامان دادن این کار روزنامهنگاری تلاش کردهاند، گفت: این کار روزنامهنگاری، آن هم در زمینهای سخت و سرسخت، قابل تقدیر است.این استاد دانشگاه تهران افزود: به نظر من، فضای مفاهمه و همدلی در زنجان باید گسترش پیدا کند. ما باید بیشتر با یکدیگر گفتوگو کنیم.خاوندکار ادامه داد: گفتوگوی ملی، پیش از هر چیز، از گفتوگوی مردم با مردم آغاز میشود و در میان این گفتوگوی عمومی، گفتوگوی نخبگان اهمیت ویژهای دارد. من از آقای نجاری سپاسگزارم که با این کتاب، زمینهای برای چنین گفتوگویی فراهم کردهاند؛ عدهای آمدهاند و با یکدیگر سخن گفتهاند و عدهای نیز با جامعه وارد گفتوگو شدهاند.وی افزود: پس از گفتوگوی مردم با مردم، یعنی گفتوگویی که میان خودمان شکل میگیرد، مرحلهی مهم دیگری نیز وجود دارد و آن گفتوگو با قدرت است. باید بتوانیم با قدرت گفتوگو کنیم و بگوییم چه میخواهیم، چگونه میخواهیم زندگی کنیم و چه آیندهای برای خودمان و جامعهمان میخواهیم.این استاد دانشگاه با اشاره به سخنان پروفسور ثبوتی اظهار کرد: همانطور که استاد ثبوتی فرمودند، ما حتماً باید به این مسائل بپردازیم. اینها کارهای اصلی ما هستند. به نظر من، گفتوگو برای جامعه ما حتی از نان شب واجبتر است. اگر بتوانیم گفتوگو و مفاهمه را توسعه بدهیم، بسیاری از نیازهای ما به جنگ، تقابل و هزینههایی که امروز متحمل میشویم، کاهش پیدا خواهد کرد.خاوندکار در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حضور کمرنگ زنان در میان شخصیتهای معرفیشده در کتاب گفت: در این کتاب نیز ما هنوز درگیر تاریخ مذکر خود هستیم. از میان ۲۳ نفری که با آنها گفتوگو شده، تنها سه نفر زن هستند و یکی از آنها نیز از حاضران زنجان است.وی افزود: من آقای نجاری را میشناسم و میدانم نگاه و دغدغههایش چیست و در قلبش چه میگذرد. بنابراین این موضوع را نمیتوان صرفاً به حساب ایشان گذاشت. این کتاب، در این بخش، بازتابی از جامعه ماست. اما دقیقاً به همین دلیل باید درباره آن گفتوگو کنیم. باید گفتوگو را عمیقتر کنیم تا همه بتوانند در آن سهم داشته باشند و آن ۵۰ درصد جامعه نیز جایگاه و حق خود را در این گفتوگو پیدا کند.خاوندکار خاطرنشان کرد: اگر بتوانیم مفاهمه ملی را گسترش دهیم و اجازه ندهیم ما را از یکدیگر جدا کنند، بخش بزرگی از مشکلاتمان حل خواهد شد.وی ادامه داد: ما باید بتوانیم در شرایطی برابر با یکدیگر گفتوگو کنیم؛ زن و مرد، ترک و فارس، مسیحی و مسلمان، سنی و شیعه و همه گروههای اجتماعی و فرهنگی، در کنار یکدیگر و با حقوق برابر.این استاد دانشگاه در پایان گفت: اگر بتوانیم به چنین نقطهای برسیم، به معنای واقعی کلمه به جامعهای رسیدهایم که در آن گفتوگو جای حذف و تقابل را گرفته است.

گفتوگو با دیگری، ورود به جهان فکری اوست
دکتر بیوک ملایی نیز در این برنامه، با اشاره به سخنان دکتر خاوندکار دربارهی حضور اندک زنان در کتاب «مزارع برنزه»، گفت: امسال در میان شرکتکنندگان کنکور، حدود ۶۵ درصد را بانوان تشکیل میدهند و این خود نشانهای امیدوار کننده است.ملایی افزود: اگر قرار است دربارهی پیشرفت جامعه صحبت کنیم، باید به نقش زنان توجه ویژهای داشته باشیم. به قول حافظ ابراهیم؛ یکی از شاعران بزرگ مصر، اگر در پی پیشرفت جامعه هستید، نخستین گام را باید از تربیت و آگاهی زنان آغاز کنید. اگر زنان یک جامعه از نظر فکری و فرهنگی رشد کنند، آن جامعه نیز مسیر پیشرفت را پیدا خواهد کرد.وی ادامه داد: این شاعر در جایی این پرسش را مطرح میکند که چه کسی میتواند راه پیشرفت مشرقزمین را نشان دهد و سرانجام به این نتیجه میرسد که یکی از عوامل عقبماندگی جوامع شرقی، وضعیت آموزش و آگاهی زنان است. بنابراین اگر میخواهیم بنیان دانایی در جامعه استوار شود، باید برای روشن شدن ذهن و گسترش آگاهی زنان تلاش کنیم.این نویسنده و مترجم در ادامه با اشاره به برخی ویژگیهای تاریخی فرهنگ مشرقزمین اظهار کرد: متأسفانه یکی از محورهای اصلی فرهنگ مشرقزمین در طول تاریخ، دو حوزهی ادبیات و ذهنیات بوده است. منظور من از ذهنیات، مباحث عرفانی و مباحث فلسفی است؛ البته فلسفه به معنای خاص و تاریخی آن.وی افزود: متأسفانه فلسفهی ما، آنگونه که در بخش مهمی از تاریخ شکل گرفته، بیشتر به حوزهی الهیات محدود شده و از جامعه و مسائل عینی زندگی فاصله گرفته است. در حوزهی ادبیات نیز بخش عمده و محوری فرهنگ ما شعر بوده و هست؛ در حالی که نثر فارسی، در مقایسه با گستردگی و غنای شعر، حضور بسیار محدودتری داشته است.ملایی خاطرنشان کرد: شعر ارزشمند است و نمیتوان اهمیت آن را انکار کرد،اما اگر بخواهیم کمی واقعگرایانه نگاه کنیم، باید بپذیریم که جهان شعر، حتی با همهی عظمت و شکوهش، عمدتاً عرصهی یک گفتار مونولوگوار است؛ عرصهی سخن گفتن یک صدا. ما حتی در ادبیات خود نتوانستهایم آنگونه که باید وارد عرصه دیالوگ شویم؛ یعنی گفتوگویی که در آن دیگری را نه فقط مخاطب، بلکه صاحب صدا و صاحب حقیقت بدانیم.وی ادامه داد: شاید یکی از نتایج همین وضعیت را بتوان در مقایسهی جایگاه ادبیات معاصر خودمان با برخی کشورهای اطراف مشاهده کرد. وقتی به برندگان جایزهی نوبل ادبیات در کشورهای منطقه نگاه میکنیم، میبینیم که در ادبیات فارسی هنوز نمونهای همتراز با آنها نداشتهایم. این مسئله خود میتواند موضوع یک بحث و پژوهش جدی باشد.این فعال فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم «عمل صالح» گفت: مفسران دربارهی مفهوم «عمل صالح» دیدگاههای مختلفی مطرح کردهاند، اما به تعبیر علامه طباطبایی، عمل صالح را میتوان کاری دانست که در هر زمان، انجام دادن آن برای انسان و جامعه از همه ضروریتر است.ملایی افزود: امروز، همانطور که آقای دکتر خاوندکار نیز تأکید کردند، ما بیش از هر چیز نیازمند فهمیدن یکدیگر و ورود به جهان ذهنی یکدیگر هستیم و لازمهی این فهم، گفتوگو است.وی ادامه داد: از این منظر، اینکه آقای نجاری آمدهاند و این کتاب را بر پایهی گفتوگو شکل دادهاند، به نظر من خود یک عمل صالح است؛ زیرا این کتاب، دستکم فرصتی فراهم کرده است تا صداهای مختلف شنیده شوند و انسانها از طریق گفتوگو با یکدیگر وارد جهان فکری هم شوند.این نویسنده و مترجم در پایان اظهار کرد: امیدوارم این مسیر ادامه پیدا کند و از اینگونه کارهای صالح، که قطعاً برای فرهنگ زنجان و حافظهی فرهنگی این شهر ماندگار خواهد بود، بیشتر انجام شود.

More Stories
پژواک آوازهای ناخواندهام را از قلهها ستاندم
گزارش تصویری برنامه رونمایی کتاب«مزارع برنزه» اثر حسین نجاری
چراغی که خاموش شد